فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
267
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
لحظه وارد نشده بود سخن را بر همان منوال ادامه داده بودند . [ سيماى شاه ] شاه در حالىكه يكى از تفنگهاى هديهء سفير را در دست داشت وارد شد : اين تفنگ نه چندان بزرگ بود و نه چندان كوچك . سلاحى جنگى و بسيار دقيق بود كه در جنگ سواره نيز مىتوانست به كار آيد زيرا با باروت زبر هم پر مىشد . شاه كه تفنگ را بسيار پسنديده بود ، پس از آنكه اشاره كرد كسى از جاى خود بلند نشود از سفير پرسيد كه آيا اسپانيائيها در جنگها از اينگونه تفنگ استفاده مىكنند ؟ سفير پاسخ داد كه پياده نظام بيشتر از اين نوع اسلحه و با همين كاليبر استفاده مىكند اما سلاحهاى سواره نظام سبك و بسيار كوتاهتر و كمتر دست و پاگير است . پس از آن شاه تفنگ را از همهطرف ورانداز و دستمالى كرد با آن نشانه گرفت و سپس آن را به يكى از غلام بچههائى داد كه همراه وى آمده بودند و در راهروى كه همهء اطراف اطاق را فرا مىگرفت و كمى از پل ورودى باريكتر بود مانده بودند . پس از آن شاه - بىشك براى آنكه از امنيت بيشترى برخوردار باشد - در ميان دو ايرانى كه يكى بازو به بازوى چاووش و ديگرى كنار سفير قرار گرفته بود نشست و اين گويا سنتى بسيار قديمى نيز هست . شاه قبائى سبز رنگ از پارچههائى كه كشاورزان فقير ايرانى مىپوشند در بر و كلاهى كاملا عادى با حاشيهاى از ابريشم سبز و صورتى بر سر داشت . اين كلاه روى كلاهى ديگر قرار گرفته بود كه طبق سنن دينى ايرانيان ، اشخاص عاليمقام و مردان جنگى كه آنها را به زبان تركى قزلباش مىگويند بر سر مىگذارند . اين كلاهها از نوعى ماهوت كلفت قرمز رنگ با آستر پنبهاى ساخته شدهاند بطوريكه مىتوانند در برابر ضربهء شمشيرهاى دودم قديمى - هرچه هم قوى باشند - تاب آورند . دهانهء اين كلاهها چنان تنگ است كه آنها را با فشار بر سر مىگذارند اما پس از آنكه سر در آن فرو رفت كمكم تا ته گشاد مىشوند . طول آنها به قدر يك نيمه پا است و در بالا مدور و داراى چند چينخوردگى است و به كلاههاى « دوئل » « 188 »
--> ( 188 ) duel : جنگ تن به تن . - م .